![]() |
یادداشت ثابت - سه شنبه 95/8/12 |
![]() |
ان چنانمنتظر برف نشسته امکه انگار کودکی نو پا هستم و
منتظر بارش اولین برف زمستانی !برای من زمستان معنایی دیگر داردبرفدانه هایی که از شدت سرما رو سفید می شوندمنتظرت هستمبرف تاادمی درست کنم رو سفیدبه نام ادم برفی
دیروز که کودک بودیمبه تماشای سخن بزرگان مینشستیم واز کلمه کلمه حرف های چون شکرشانلذت ها می بردیمکنون در این جایگاه بزرگی ،ماییماما سخنان مان چون شکرست ؟؟؟
به جز نداری .افسوس .وکاشچیز دیگری برای گفتن نیست .!دل خوشی با پول به دست می ایدخوش بختی با پول استدل خوشی با پول هستاین ها را به کودکان یاد دادیم !
..... .کودکان دیروز میدانستند وخوشحال بودن که خانواده ای دارنک برای دور هم بودن تلاش میکنندو کمتر گله میکردنچشم میپوشیندن از نداری هابه دست اوردن ارزوها امید داشتن
اما کودک امروز میداند و پول میخواهد!توقع دارد ..... کمی زود بزرگ شدیمزود بود بزرگ شدن برای ما
......................... . راست میگوینددل خوش سیری چند؟
در فصل بارش سنگ همچو آیینه بمان بر جان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران
با کوله باری از نور از شب گذر کن
وقتی که در سپیده دم امروز بیدار شدمبوی خاک نم خورده ی ناب تازه مرا به سویپنجره ی سرد وتنها کشیداین بار میزبان باران شدهغرق صحبت با قطرهایعنی مهر مهر ماه رفتاثری نکرد !آبان تازه رسیده اشک روزگار را در آوردانگار ک میزبانی برایامدن مهمنانش زمین را آب پاشی کرده باشدوخود را اماده میکند
تا دل مهمانش به استقبالی چنین پر از طراوت شاد شوددلمان شاد شدشکرت ای خدای باران
خب میدانمکه میدانیاناربهترین میوه ی دوست داشتنی منم استقول شب چله را به من میدهی !!!!!!!!!!!!!طاقتم مثل افریدگار انار نیستتا دانه دانه روز ها را بشمارم !/.................. .
چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی
......................... . عشق منی و عشق خواه صورت و شیخ کی بود
با خودم فکر میکنمچطوری شد که
انقدر دلم زورش زیاد تر از من شدهوقتی همه چیز مهیا بوداما دلم راضی نبودقدم بر قدمی بر نداشتم بهان سوی تقدیر....................... .
وقتی که ازروزگار و ادم هایشگاه به درجه ی جوش میرسیمکنار هم بنشینیمیک لیوان نوشیدنی بامهرهمین کافیست تا تمامغم ها فراموش شود............. .
حرف هاحرف است و شاید حقیقت ها راگاه پنهان کنداما چشم دل همیشهصادق ترین است ................... .
سر قولم هستمومی مانمکه با نا ملایمتی ها ی روزگاربجنگمشاید تو مهربان باشیبرای تیر ماه ها سخت استکه تیر مهرش بر دل کسی نشینداما دل من تیر مهرت را نادیده گرفت....... برایم اروزی خوشبختی میکنی؟ . |
|